تبليغاتX
ولی نازنین صبر اندازه دارد.... - شهدای گمنام.......آمده بودم سر بدهم. s
 

ولی نازنین صبر اندازه دارد....





شهدای گمنام.......آمده بودم سر بدهم.

 

 

 

 

خیلی  گشته بودیم ،نه پلاکی ،نه کارتی،چیزی همراهش نبود.لباس فرم سپاه به تنش بود.چیزی شبیه دکمه پیراهن در جیبش نظرم را جلب کرد.خوب که دقت کردم دیدم یک نگین عقیق است که انگار جمله ای رویش حک شده.خاک وگلها را پاک کردم.دیگر نیازی  نبود دنبال پلاکش بگردیم.روی عقیق نوشته بود. به یاد شهدای گمنام  ......................

 


نامش کریم بود.کریم کشاورز از بچه های لشکر فجر.در گتوند دزفول دیدمش .پرسیدم چطور شد دستت را از دست دادی فورا جواب داد:آمده بودم سر بدهم که خدا این طور خواست.

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  86/07/26;ساعت ;  توسط منتظر ; 
بهترين کدهاي جاوا و قالب رايگان